1
دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.
2
استادیار پردیس فارابی دانشگاه تهران
3
دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.
چکیده
در پروندههای نقض آثار ادبی و هنری، دادگاهها معمولاً ماهیت شباهتهای بین آثار شاکی و مشتکی عنه را بررسی میکنند تا دریابند آنچه کپی شده، «ایده» حمایتنشده است یا «بیان» موردحمایت. این تفکیک میان ایده و بیان در حمایت از آثار، معرف اصل دوگانگی ایده-بیان است که در همه نظامهای آفرینشهای ادبی و هنری به عنوان مبنای حمایت پذیرفته شده است. بر اساس این اصل، از آثار در قالب شکل بیانی حمایت میشود و ایده به تنهایی مورد حمایت قرار نمیگیرد. اما تلقی رایج از ایده تحت عنوان آنچه در ذهن انسان وجود دارد و نمود خارجی نیافته است، در عمل ایدههایی را از دایره حمایت خارج میکند که چنان مبتکرانه و سازمانیافتهاند که میتوان گفت برآیند کاوشهای یک ذهن منحصربهفرد هستند. پژوهش حاضر میکوشد با بهکارگیری روش توصیفی-تحلیلی در بازخوانی دوگانگی ایده-بیان، در تشخیص آنچه برای کپیبرداری مجاز است، معیاری تکاملیافته و همگام با ضرورتهای پیشرفت ادبی و هنری آینده به دست قضات دهد و نتیجه میگیرد، اینکه ایده بهطور مطلق جزو قلمرو عمومی دانسته شود، نظر به نتایج زیانبار آن مردود است و انواع خاصی از ایدهها باید مورد حمایت قرار گیرند.