1
استادیار حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران
2
کارشناس ارشد حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران
چکیده
اعتراض وجدانی به مثابه جولانگاه کشمکش وجدان انسانِ معترض با قوانین ناعادلانه و به معنای امتناع از اجرای قانونی آمره، بنابر آموزههای اخلاقی یا دینی و مذهبی در اسناد بینالمللی حقوق بشری چندان به نحو صریح شناسایی نگردیده، اما از پوسته کلاسیک قرن بیستم که صرفاً ناظر بر استنکاف از ورود به خدمت اجباری سربازی در برخی کشورها بود، خارج شده و در دهههای اخیر؛ بهداشت و درمان، محیط زیست، مالیات و عوارض، ثبت ازدواج و رسیدگی قضایی نیز، عرصه امتناع برخی مأموران عمومی و اداری از اجرای قوانینی است که به زعم ایشان، با وجدان یا اخلاق فردی یا جمعی در تعارضند. امری که در سکانسهای متعدد فیلم درامِ «ستیغ جهنمی» و در اعتراض به سیاستهای آتشافروزانه در جنگ جهانی دوم، از جمله حین مخالفت دزموند داس- سربازِ نقش اول فیلم- از حمل و شلیک با اسلحه، امتناع از کار نظامی در روز نیایش و کمکرسانی به عنوان بهیار به سربازان جبهه مقابل، نظارهگر هستیم. یافتههای این پژوهش توصیفی- تحلیلی نشان میدهد که التفات به عنصر مقبولیت و اقناع وجدان جمعی در هنگامه قانون نویسی، تفسیر قوانین یا انشای آرای قضایی، در رفع تزاحم و تقابل میان حاکمیت قانون با حق اعتراض وجدانی رهگشاست.